حضرت معصومه (ص)

  نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه می ‏روید و صد قافله دل کثیف، همراه شما نیست...

نمی‏ دانید؛ واقعاً نمی‏ دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوش‏رنگ‏ترین زن‏هاست را می ‏زند.

نمیدانید چقدر لذت‏ بخش است وقتى وارد مغازه‏اى می‏ شوم و می ‏پرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمیدهد؛ دوباره می ‏پرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده که محو موهاى مش‏کرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمی ‏بیند. باز هم سؤالم بی ‏جواب می ‏ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون می ‏آیم.

نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی ‏دانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى که به خیابان می ‏آیند تا لذت ببرند، ذره‏اى به تو محل نمی ‏گذارند.

نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم می ‏زنید؛ در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه‏اى از زیبایی ‏هاتان، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیک‏ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛ زیبایى از دست رفته‏ تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.

 نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی ‏دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید.

نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی ‏دانید چه لذتى دارد وقتى کرم قلاب ماهی‏گیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید.

نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی ‏دانید چه لذتى دارد وقتى می بینى که می ‏توانى اطاعت خدایت را بکنى؛ نه هوایت را.

نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه می ‏روید؛ در حالى که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید.

نمی ‏دانید؛ واقعاً نمی ‏دانید چه لذتى دارد این حجاب! خدایا! لذتم مدام باد.

سخنان بزرگان